X
تبلیغات
گروه موسیقی فردین

گروه موسیقی فردین

طوری دل مه خونن از جون خو بیزارم

ای دل ای دل ای دل     ای دل ای دل ای دل     ای دل ای دل ای دل

بودِن چهِ خاشِن تا وَختی تو بَشی دیونَت اَبُم یار از بس که خاشی

خاطرت مَوا باشتا کهِ نِتی یه عالَم دُخت اُمدی تو یه چیز دگه ای

 

ای دل ای دل ای دل     ای دل ای دل ای دل     ای دل ای دل ای دل

جلویل کِضایی نَه سَرت بُکن کندوره ای که تُمدادهَ نَگـَرت بکن

کاشکـَه سیب اَری خوم کـَکِت مَگه مثل دختولوکی کِچَکِت مَکه

 

از چهره هایست که نام او کم بر زبان می آید درصورتی که در موسیقی بندرعباس برای خود دارای سبک و مقامی است . از موقعی که کلاس اول راهنمایی بود در گروه سرود مدرسه ( شهید سامپور ) فعالیت داشت . پشتکار و علاقه او سبب می شود تا راه به امور تربیتی پیدا کند و در سالهای 66 _ 67 زیر نظر اساتیدی چون مرحوم روضه خوان و احمد توحدی به فراگیری سازهای ضربی نظیر درامز و طومبا بپردازد  .

 

با همت مرحوم روضه خوان فعالیت موسیقی خود را به صورت جدی دنبال می کند و به یادگیری پیانو و سپس ارگ و طبل ریز را پشت سر می گذارد . تقریبا در سال 71 بود که به تشویق دوست عزیزی چون یدالله حسین زاده شروع به خوانندگی می کند .

 

     علی عرب

 

لازم به ذکر است که در این سالها علی عرب گذشته از فعالیت در زمینه موسیقی ، کار تئاتر هم می کرده که مشوقین ایشان در زمینه تئاتر نیز بزرگوارانی چون : بلوچی ، سیروس کهوری نژاد ، احمد حبیب زاده و زنده یاد کورش گرمساری عزیز بودند .

 

نخستین کار گروهی او با همکاری حسن نوری نسب نوازنده درامز و همخوانی رضا آزمند بوده که بیشتر به خواندن شعر های مرحوم منصفی می پرداختند ، که بعد ها با همکاری حمید قاسمی نوازنده کیبورد کاستی نواره بازار کردن با نام داد ازنم . داد ازنم از شعر های معروف علی عرب است که شاعر آن فردی قشمی می باشد . ( علی عرب نام این شاعر را به خاطر نداشت ) .

 

داد اَزَنـُــم  ،  داد اَزَنــُــــم                  داد اَزَنــُم  دلـبـرُم نـیـن دَر بَـرُم

تـو ای ماهِ چاردهَ تیر تو ناگه              ایخا تـو قـلـبُـم هـوش از سـرُم رَ

هَرشومهِ اَم یارتاصبح کهِ بیدار            رحمی بُکُن توبه ای شخصِ بیمار

برهَ بی سلامت بدورازملامَت             زنـــــده َبـُمُـونـی تـا بـی قـیـامـت

 

از دیگر فعالیت های او اجرا در آلمان توسط گروه جهله در سال 78  است که به همراهی آقایان : موسی کمالی ، قنبر راستگو و حسن نوری نسب بود ، است . این گروه برای اجرای تئاتری با نام آینه در سقف به نویسندگی جمشید خانیان و کارگردانی کورش زارعی به آن کشور دعوت شده بودند . عرب علاقه بسیار زیادی به BOB MARLI  دارد تا جایی که یکی از شعر های معروف او را اجرا کرده . 

 

از آنجایی که پدربزرگش (( ملا جمعه )) بابا زار بوده موسیقی همواره در خون این خانواده است . هرچند که بازی زار همیشه با عربها بوده و هست .

 

شعر های معروفی که علی عرب اجرا کرده را می توان :

 

1 - در محله خاموشون : شعری زیبا و با معنی از مرحوم نصرک .

2 - ای دل ای دل : از سروده های مرحوم منصفی که در زمان حیاتشان اجرا شده .

3 - داد ازنم :

نام برد .

 

      علی عرب

 

گروهی که علی عرب بنیان آن را گذاشت اندلیب نام دارد که هم اکنون با همکاری سه برادرش به نوازندگی می پردازد ، که وظیفه علی عرب در این کار گروهی نوازندگی کیبورد و خوانندگی است . این چهار برادر مشغول به آهنگسازی و ظبط آلبومی هستند که در آینده ای نچندان دور وارد بازار خواهد شد .

 

 

درمحلهء خاموشون شوروشین به پابو    غصهَ تو مَخوا ای دِلبریارُم دَر بلا بو

 

چوکو مالهِ اون محلهَ خیلی گولـُم ایدا     هوش از سرُم ایبُردن شیطون گولـُم ایدا

 

در فصل زمستونِن گل میـونه خارن      یارو مال کمربندی رو سینه ش سوارن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 20:9  توسط مهدی EKHLASMAND  |  27 نظر

 

با عرض تسلیت خدمت شما عزیزان به مناسبت 28 صفر رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) .

 

اولین مداح و نوحه خوان بندر را که شناختم احمد ایرانمنش بود ، حدود 8 سال پیش موقعی که من در اولین عذاداری بندر پا گذاشتم و همراه دیگر دوستان به سینه زنی در منبر سرریگ پرداختم نوحه خوان این منبر احمد ایرانمنش بود . تعریف او را از نزدیکان بسیار شنیده بودم که می گفتند موقع نوحه خوانی به مجلس شور و حال عجیبی می دهد ، که واقعا هم همین طور بود .

 

                                                       

 

از آن به بعد سعی کردم در کلیه مجالس عذاداری که به صورت سنتی بندری اجرا می شد و احمد ایرانمنش نوحه خوانش بود شرکت کنم ، تا اینکه با عزیزان نوحه خوان و نوحه سرایی چون : اسحاق ایرانمنش ، سلیمان ایرانمنش ، مجید ایرانمنش ، محمد درفش ، اسماعیل محرابی ، ... آشنا شدم ، که هریک برای خود محترم و عزیزند .

 

اجرای قوی ، گام بالای صدا ، سبک نوحه خواندنش ، شور و حالی که هنگام خواندن به شنونده منتقل می کرد ، تحریر ، ربع پرده و ... همگی دست به دست هم دادند تا من مصاحبه ای با احمد ایرانمنش داشته باشم و او را به شما عزیزان معرفی کنم .

 

احمد ایرانمش بحری با 36 سال سن ساکن محله شهناز بندرعباس است . از آنجایی که مداحی و نوحه خوانی اهل بیت در خانواده ایشان ریشه ای دیرینه دارد او هم عاشق ائمه گشته و این نعمت خدادای را در راه ایشان استفاده می کند .

 

قبل از معرفی ، جمله دوست خوبم سیاورشن را تکرار می کنم که می گفت : عذاداری سنتی بندری حالت ریتمیک دارد و سر ضرب است . نوحه خوان و سینه زن باید ضرب را رعایت کنند چرا که اگر یک نفر ضرب را بشکند باعث اختلال در سینه زدن بقیه و خواند نوحه خوان می شود .

 

بله احمد ایرانمنش هم قبل از اینکه به مداحی و نوحه خوانی بپردازد کار موسیقی می کرد ( نوازندگی ساز جفتی و ساز های ضربی )  خودش می گفت که بعد از انقلاب اولین گروهی که در بندرعباس کار موسیقی می کرد گروه ما بود که با خوانندگی محمد اسلامی( 1 ) همراه بود . و بعد از آن گروهی های متعددی چون محمد روهنده و محمد رستمی و غیره روی کار آمدند .

 

اما بیش از ده سال است که احمد موسیقی را کنار گذاشته و هنر و فن خواندنش را فقط در وصف مظلومیت ائمه و معصومین بکار می برد . باز هم از خودش نقل قول کنم که می گفت من نوحه خوانی و مداحی را در رکاب استاد مرحوم ناخدا و در مسجد فاطمیه شروع کردم ، چون علاقه بسیاری به ایشان و سبک خواندنشان داشتم ، هر چند که پس از گذشت سالها هنوز هم کسی در نوحه خوانی به پای استاد ناخدا نمی رسد .

 

 بعد از آن به منبر سریگ رفتم و حدود 10 سال در آنجا به تعزیه خوانی و مداحی و نوحه خوانی پرداختم . البته در بین این سالها مجالسی در حسینه نجاتی ، سه زیارتان ، نایبند و سیم بالا هم می رفتم . اما منبر سرریگ را بیشتر از هم دوست دارم چرا که سبک سینه زنی اصیل بندری خود را حفظ کرده و سینه زنان آن بدون کفش و پا برهنه به عذاداری می پردازند .

 

از او پرسیدم که چرا شما سبک خواندنتان با دیگر برادرانتان فرق دارد ؟

 

- در جواب من گفت که آنها در نوحه خوانی سبک حاج اسحاق ایرانمش اخوی بزرگ من را در پیش می گیرند ، اما من گذشته از سبک اسحاق ایرانمنش از سبک مرحوم بخشو و مرحوم ناخدا هم تقلید می کنم . ناگفته نماند که اسحاق ایرانمش گذشته از برادر ، استاد من نیز هستند .

 

آقای ایرانمش شما از زمانی که کار موسیقی کرده اید تا حالا که به نوحه خوانی مشغول هستید شعر یا نوحه ای را سروده اید که برای ما بفرمایید ؟

 

- خیر ، من تا حالا شعری برای موسیقی نسروده ام ، اما در وصف امام حسین و علی اکبر نوحه های بیساری سروده ام . من سعی میکنم که هر سال برای محرم نوحه جدیدی بگویم که نوحه امسال من همین است که الان از بلندگو پخش می شود .

 

 

 

( 1 ) نوحه جدیدی که احمد ایرانمنش در امسال سروده است :

 

آمد محرم نوبت یاری رسید                شادی گذشت و موسم زاری رسید

 

 ( 2 ) نوحه سروده شده توسط احمد ایرانمنش :

 

ای اضغر صغیر من لای لای مادر       طفل نخورده شیر من لای لای مادر

 

( 3 ) نوحه سروده شده توسط احمد ایرانمنش :

 

شیر دشت کربلا ابوالفضل                 شد دو دست از تن جدا ابوالفضل

 

 

ناگفته نماند که نوحه ها و واحد های سروده حاج اسحاق ایرانمنش و مرحوم بخشو را هم می خوانم .

 

( 1 ) نوحه سروده شده توسط اسحاق ایرانمنش :

 

بانگ عذا بلند است یاران زهن عالم               به خروش و نوا شد که ز نو شد محرم

 

( 2 ) واحد سروده شده توسط اسحاق ایرانمنش :

 

ایها الناس شما را به حق خون حسین              لحظه ای گوش نمایید در این شیون و شین

 

( 1 ) واحد سروده شده توسط استاد مرحوم بخشو :

 

در کرببلا شورش و محشر بُود امشب             در قلب حسین از ستم خنجر بُود امشب

 

 

پ . ن : محمد اسلامی یکی از خوانندگان محبوب بندری در سبک ربع پرده است که تکنیک های جالبی دارد . ایشان در مجالس عذاداری معصومین حضور فعال دارند و به نوحه خوانی می پردازد ( محله نایبند ) .

 

پ . ن : مرحوم بخشو  از بهترین نوحه خوانان کشور محسوب می شد که اهل بوشهر بود و به سبک بوشهری می خواند .

 

پ . ن : پدر ، مادر ، برادران و خواهر احمد ایرنمنش نیز  نوحه خوان هستند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:35  توسط فردین  | 

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 18 مهر 1385
گفتگو با مجید ذاکری باغستانی / نویسنده و ترانه سرا

مجید ذاکری باغستانی نویسنده ،شاعر و ترانه سرای جوان هرمزگانی به عنوان برترین استعداد داستان نویسی ایران برگزیده شد و این بهانه ای شد که مجید را پس از مدتها ببینم هر چند که این روزها او را بیشتر می شنویم . تا اینکه بخوانیم و ببینیم . ترانه های او این روزها با صدای های مختلفی از گوشه و کنار به گوش می رسند از برنامه های تلویزیونی گرفته تا تاکسی های سطح شهر، او در بین تمام اقشار مردم شنیده می شود . این خود نویدی است که شاهد نسل تازه ای از ترانه های خاص و عام پسند خواهیم بود .

خب آقا ذاکری برایمان بگویید که چه کردید ؟ کجا بودید و چه شد ؟

همه چیز از جشنواره خلیج فارس شروع شد . جشنواره ای که سال گذشته با یک نگاه و رویکرد تازه برگذار شد . در این جشنواره یک اثر از من به نام باید بین کارهای برگزیده کشور قرار گرفت .

استقبال خوبی که از این کار شد (گرفتن امتیاز برای فیلمنامه و ترجمه به زبان انگلیسی) باعث شد من تحرکم را کمی بیشتر کنم .

امسال در جشنواره داستان کوتاه متیل در یاسوج که اولین جشن داستان ایران بود با داستانی به نام اضافی شرکت کردم . این کار از نظر مخاطبان بهترین کار شناخته شد . و با نظر داوران (یعقوب یادعلی ، سناپور و شهلا پروین روح) در بین آثار برگزیده قرار گرفت .

پس از آن در یک اردو که با همت سازمان آموزش و پژوهش کشور و همکاری حوزه هنری برگزار شد ، حضور یافتم . در این اردو بسیاری از هنرمندان کشور حضور داشتند . از تمامی رشته های هنری . هنر مندان با توجه به شرکت در جشنواره ها ، ارائه کار ، و چاپ آثار به این اردو دعوت شده بودند . خیلی از کسانی که سالهای پیش در جشنواره های سراسری بندرعباس ، شرکت کرده بودند هم در این اردو حضور داشتند .در روز آخر بر اساس نظر داوران و بررسی آثار سه نفر به عنوان برترین استعدادهای داستان نویسی ایران برگزیده شدند که نام من اولین آنها بود .

در کل می توانم بگویم تجربه ی خوبی بود .

مسلما در این اردو با هنرمندان زیادی نشست و برخاست داشته اید . آنها چه شناخت و برداشتی از فضای هنری هرمزگان داشتند ؟

برای من خیلی جالب بود که آنها هرمزگان را یک فضای بکر و کشف نشده هنری می دانستند . در موسیقی ، ادبیات ، تئاتر و ... "هرمزگان مانند یک صندوقچه است که هر آن چیز تازه ای برای رو شدن در آن وجود دارد . "

فضای امروز داستان نویسی هرمزگان را چگونه می بینید ؟

 دور افتاده ایم از آنچه باید انجام دهیم . مانند کسی هستیم که در گرمای شهریور بندرعباس کاپشن به تن کرده باشد .

قبل از نوشتن باید دو سوال از خود بپرسیم . که چرا می نویسم ؟ و چه می خواهیم بنویسیم ؟ آنوقت راه مشخص است . با توجه به سبک و زبان خاص خود می توانیم کار را دنبال کنیم .

چیزهایی که در نزدیکی مان هستند را نمی بینیم .

رفتن و دیدن محله پشت شهر کشف فوق العاده ای است . به نامهای آنها دقت کرده ای ؟

اینها چیزهایی است که ما از آنها دور افتاده ایم .

چند سال پیش حرکت تازه ای در داستان نویسی هرمزگان شروع شد که نوید دهنده ی سالهای پر بار پیش رو بود ولی متاسفانه هیچ کدام از آن استعداد ها نتوانستند جایگاه واقعی خود را پیدا کنند من امروز فکر می کنم ما به بی راهه رفتیم. .

البته اینها نظر شخصی من است . !

شما چقدر با فضای اینجا آشنایی دارید و آیا سعی می کنید این آشنایی بیشتر شود ؟

شروع کار من با همین فضا بود . اولین داستان های من در روستاهای جاسک اتفاق می افتاد . از صحبت مادربزرگ ها شروع می شد . ولی متاسفانه مدتی از این فضا دور شدم و با کاپشن در گرمای شهریور بندرعباس از خانه خارج شدم .

اما امروز راهم را پیدا کرده ام . مطالعه ام را بیشتر می کنم .

جغرافیای انسانی ، مردم شناسی ، گویش های مختلف ، فرهنگ ها و آیین ها و پوشش ها ، را دنبال می کنم . به روز زندگی می کنم ولی نگاهی هم به باورها ، سنت ها و آیین ها دارم . من به کاپشن نیاز دارم ولی در بهمن ماه !

ابتدا باید شهرم را بشناسم ، تا جهانی شوم . امروز برای من موسیقی محلی هرمزگان بسیار با اهمیت است . ترانه های قدیمی ، داستانها و تفکرات حاکم بر آن برایم بسیار با ارزش است . این کاری است که آغاز کرده ام و فکر می کنم کمکم کند .

امروز ترانه های شما همه جا زمزمه می شود . چرا و چگونه به ترانه رو آوردید ؟

خیلی اتفاقی به پیشنهاد یک دوست که با فضای کاری من آشنا بود . ترانه نزدیک ترین پل برای بیان اندیشه در میان مردم است . ترانه حرف و زبان مردم کوچه و بازار است که تو صمیمی و موزونش می کنی و به خود آنها هدیه می دهی . هر ترانه یک کشف به همراه دارد .

ترانه های شما توسط خوانندگان متعددی اجرا شده ولی از بین تمام اینها کارهایی که با هادی آرمین انجام داده اید چیز دیگریست و این تفاوت را البته استقبال بی نظیر مردم نمایان کرده است . فکر می کنید درک متقابل هادی از شما چقدر موثر بوده ، با توجه به اینکه شما دوستان نزدیکی هستید .

خب صد در صد تاثیر داشته است . هر کلمه دارای یک شخصیت است . آنها مانند فرزندان ما هستند . آنها را باید به یک معلم خوب سپرد . کسی که با حس آنها آشنا باشد . هادی آرمین در این مورد خیلی قوی است . او نیازی به شرح و توضیح ندارد . من با آهنگسازان مختلفی از جاهای مختلف دنیا کار می کنم . در بین آنها یک آهنگساز ازبک هست که حتی فارسی را خوب نمی داند ولی با این وجود نیازی به توضیح من هم ندارد . به خوبی همه چیز را حس می کند .

پس از ترانه سرایان نسل قدیم هرمزگان و قبل از پدیدار شدن نسل جدید یک فاصله خالی بین این دو نسل به وجود آمد . این فضا با ترانه هایی بسیار سطح پایین پر می شد تا جایی که مردم خواهان همان ترانه های چند دهه قبل می شدند . شما علت این خلاء را چه می دانید ؟ اصلا با کلیت این حرف موافقید ؟

بله با حرف شما موافقم . یک دلیل نمی تواند مسبب این امر باشد . دلایل زیادی دست به دست هم دادند . تغییر سریع زندگی مردم ، نوع پوشش و گفتار در همه چیز تغییر ایجاد کرد . نگاه عوض شده بود . امروز ما داریم به تعادل می رسیم . همیشه سلیقه مردم شرط اول است . باید پا به پای آنها پیش رفت . باید آنها را شناخت و با آنها دوست شد تا حرفی از تو بپذیرند . آنگاه می شود ذائقه مردم را هم ارتقا داد . صمیمیت در کار خیلی مهم است .

 از حرف های شما اینگونه بر می آید که روی آوردن به ترانه باعث شد شما با دقت در ترانه های پیشین بیشتر با فضای اینجا آشنا شوید و این حتی در کار داستان هم به شما کمک کرده . حالا می پرسم بجز اینها خود ترانه چقدر شما را راضی کرده است ؟

 خب همین که می بینم در ذهن مردم جاری هستم برایم کافیست . همین که یک زن خانه دار ترانه ام را گوش می دهد و می گرید. همین که عده ی زیادی با شنیدن یک ترانه شاد می شوند ،لذت می برم .نباید فراموش کرد که نمی توان بدون این مردم به جایی رسید .

........................................................................

                      وقتی که توی آسمون

                      مهتاب هادیت به خو نشون

                      ستارئون صف بکشن

                      از سر نو چشمک زنون

 

                                                                 وقتی که غایه ی نماز

                                                                 درون رحمت بشه باز

                                                                 دور از چش غراب پیر

                                                                  دیریا بکن پاخو دراز

 

                         ابرو که راه خو برن

                        دس از سر گنو بسن

                        بایه بپرسی از گنو

                        قیمت هر ستاره چَن؟

 

                                                     مشتا که جون خو تر بکن

                                                     بی مرغ شوو خبر بکن

                                                     باد لای شاخه ئون مغ

                                                     کرشک دس خو در بکن

 

                     دوباره وقت دیدنن

                     گل گفتن و شنیدنن

                     نزیک ابو راهون دور

                     وقت به هم رسیدنن

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:34  توسط فردین  | 

 

 

در اکثر کاست ها و ترانه های بندری که با صدای محمد روهنده اجرا شده ، از فواد شکاری به عنوان نوازنده کیبورد نام برده می شود . فواد شکاری را به جرات می توان پله ترقی محمد روهنده دانست ( البته به نظر من ) .

همین بهانه ای شد تا به محله سید کامل برم و به فواد سری بزنم تا با او بیشتر آشنا بشم و فعالیت های موسیقی و هنری اش را از زبان خودش بشنوم .

 

         فواد شکاری در حیاط منزلشان

 

فواد شکاری متولد سال 1350 در بندرعباس است . از کودکی تا به حال علاقه به ساز های کوبه ای داشته . اولین نفری که پای او را به عرصه موسیقی باز می کند مرحوم محمد رستمی نوازنده چیره دست ارگ بود که فواد نیز در گروه ایشان به نوازندگی درامز مشغول بود . ناگفته نماند که مرحوم روضه خوان و استاد احمد توحدی نیز در یاد گیری او نقش بسزایی داشته اند .

 

نزدیک به چهار سال در گروه ناصر عبدالهی به نوازندگی درامز اشتغال داشته تا اینکه ناصر به تهران راه پیدا می کند و کار موسیقی اش را در مقطع کشوری به اجرا می گذارد . که این مصادف بود با ورود ارگ های ربع پرده یا همان شرقی به بازار موسیقی .

 

ارگ های شرقی را شرکت های سازنده ای چون  YAMAHA  وGEM  و ...  به سفارش اعراب ساختند . هنگامی که این ارگ هابه بندر راه پیدا کرد فواد و محمد روهنده اولین کسانی بودند که آن را برای موسیقی بندری به کار گرفتند . که ترکیبی از شعر های جزیره ای ، علی حبیب زاده ، حسین وفادار و ... بود . که از این اشعار می توان : فاطمهَ بودِن فراری ( از حسین وفادار ) ، اَلهَ سَبزهَ ( از علی محبوب ) و سیاه نَرمهَ نَرمهَ را نام برد . 

 

اصل کار موسیقی فواد ریتمیک است یا به عبارتی ریتم ساز است . تعریف می کرد که یک برنامه در تهران داشتم و برای کرایه ارگ به پاساژی که کلیه آلات موسیقی در آن بودرفتم . وقتی از فروشنده ارگی را خواستم که ریتم بندری داشته باشد ، برای من ریتم های آبادانی و بوشهری را  گذاشت بجز ریتم بندری . وقتی ریتم بندری را روی ارگ فروشنده اجرا کردم ، به من گفت که ما قادر به ساختن چنین ریتمی نیستیم .

 

_ فواد شکاری : چرا ریتم بندری توی کشور گم است و هنوز آن را نمی شناسند ؟

 

صحبت فواد این بود که ریتم بندری را شاید هر کسی بتواند بنوازد ، اما احساسی را که یک شخص بندری با نواختنش انتقال می دهد یک غیر بندری نمی تواند . جای تاسف دارد که ریتم بندرعباسی را هنوز در کشور ما نمی شناسند و آن را با دیگر ریتم های جنوبی کشور اشتباه می گیرند .

 

فواد از این ناراحت بود که کار موسیقی امروز بندر با یک ارگ معمولی هم میتوان انجام داد ( که این پیشرفت تکنولوژی را می رساند و خوب است ) اما خلاصه کردن ریتم ، ملودی ، بیس و ... را در یک آلت موسیقی زیاد جالب نمی داند . چرا که ریتم را باید دستگاه های ریتمی ( مثل دهل و کسر یا درامز ) اجرا کند ، ملودی را کیبورد ، گیتار کلاسیک ، عود ، ویلن و یا سازهای بادی و ... ، بیس را گیتار بیس و ... .

 

او  می گفت که روز آقای غلامرضا صنعتگر پیش من آمد و از من یک ریتم بندری خواست تا به کشور های سازنده ارگ ( ازجمله ژاپن ) بدهد که آن را در محصولاتشان جای بدهند ، متاسفانه مورد قبول این کشور خارجی قرار نگرفته بود . اما اکثر ریتم های عربی از جمله : رامبو ، خلیجی ، لیوا و ... در محصولات شرکت یاماها وجود دارد . چرا ؟

زیاد تعجب آور هم نیست ریتمی را که هنوز در کشور ما آن را نمی شناسند ، چطور یک کشور خارجی آن را بشناسد و قبول کند . هرچند ارگ هایی که در بندر مورد استفاده عزیزان قرار می گیرد با این نام است .( یاماها )

 

در ادامه صحبت ها فواد شکاری تعریف و تمجید زیادی از : سروش خرمی نوازنده گیتار بیس ، مرتضی کریمی نوازنده ویلن و عود ، فاضل پیش نوازنده گیتار برقی و کلاسیک ، کمال رئوفی نوازنده ارگ و پیانو  کرد و در ادامه اظهار داشت که مرتضی کریمی عود را بسیار زیبا و بندر الاصل می نوازد .  

 

مرحوم منصفی را شاعری با سواد و دانا تلقی کرد ، جعفر اوج را نوازنده چیره دست عود نام برد و استاد علی حبیب زاده را خیلی قبول دارد ، اضافه کرد که حبیب زاده گذشته از کار موسیقی ، قرآن و تفسیر آن را خوب می دانست و تئاتریست خوبی است .

 

شکاری پیشنهادی داشت به کلیه عزیزانی که علاقه به کار موسیقی دارند و می خواهند آن را دنبال کنند که :

موسیقی را اول از نظر تئوری یاد بگیرند ( هر سازی که می خواهند بنوازند ) .  متاسفانه زمانی که من کار موسیقی را آغاز کردم آنچنان پیشرفتگی در علم موسیقی در بندر عباس نبود و من موسیقی را با گوش کردن و تمرین و کمک دوستان یاد گرفتم ، اما خوشبختانه امروزه برای کسی که استعداد و توانایی موسیقی دارد بندر هم برای پیشرفت جای خوبی است . ( بماند که بیشتر هنرمندان ما برای شکوفایی استعدادشان به تهران می روند ) .

 

         فواد     

+ 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:32  توسط فردین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:31  توسط فردین  | 

این آلبوم با هماهنگی و کسب اجازه از هنرمند محبوب هرمزگانی محمد روهنده به کاربران گرامی هرمزگانی دات نت تقدیم می شود .

برای دریافت روی عکس کلیک و به صفحه بعد بروید .



خواننده ها :

محمد روهنده

علیرضا نکونام

عیسی بلوچستانی

************************

نوازنده ها  :

احسان رضایی >>>          کیبورد

حمید سعید    >>>           گیتار

مهدی جهانگیری >>>         گیتار

************************

ترانه سرایان :

میر علی امیری پور

علی مدارایی

عمو  اسی

************************

دکلمه :

مهراب بهرامی

************************

صدابرداری و ضبط :

مهراب بهرامی

کیانوش بلالی پور

محمد روهنده در گفتگویی با هرمزگانی دات نت از کلیه عواملی که در تهیه این آلبوم نقش داشته و همکاری کرده اند صمیمانه  قدردانی کردند .  

                   

محمد روهنده و عیسی بلوچستانی

۱- بی تو - محمد روهنده و عیسی بلوچستانی
۲- مینای مه - محمد روهنده و علیرضا نیکونام
۳- هیچو مره اخستم - محمد روهنده

۴- یادمن - علیرضا نیکونام   

۵- کجایی ناصریا - محمد روهنده و علیرضا یکونام     
۶- وقتی پانزه سالمه - محمد روهنده و علیرضا نیکونام
۷- پنجره - محمد روهنده و 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:30  توسط فردین  | 

دريا شده‌ست خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از هميشه نشستم برابرش

خواهر سلام! با غزلي نيمه‌آمدم
تا با شما قشنگ شود نيم ديگرش

مي‌خواهم اعتراف كنم هر غزل كه ما
با هم سروده‌ايم جهان كرده از برش

خواهر زمان ،زمان برادركشي‌ست باز‌
شايد به گوش‌ها نرسد بيت آخرش‌

با خود ببر مرا كه نپوسد در اين سكون
شعري كه دوست داشتي از خود رهاترش

دريا سكوت كرده و من حرف مي‌زنم
حس مي‌كنم كه راه نبردم به باورش

دريا منم! هم‌او كه به تعداد موج‌هات
با هر غروب خورده بر اين صخره‌ها سرش

هم او كه دل زده‌ست به اعماق و كوسه‌ها
خون مي‌خورند از رگ در خون شناورش

خواهر! برادر تو كم از ماهيان كه نيست
خرچنگ‌ها مخواه بريسند پيكرش

دريا سكوت كرده و من بغض كرده‌ام
بغض برادرانه‌اي از قهر خواهرش

معضلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:29  توسط فردین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:26  توسط فردین  | 


siavarshan
خانه | ارتباطمدیریتبازدید امروز:1بازدید دیروز:0تعداد کل بازدید:5554

سیاورشن :: 28/8/1383::  12:6 صبح

سریال دزدیده شدن آهنگ ها و ترانه های بندرعباسی همچنان ادامه دارد . و اینبار یک دزد با کلاس . آریا با کاست جادو که تقریبا تمام آهنگ های آن دزدی است . دو سه ترانه بندری . یک ترانه بلوچی و یک آهنگ عربی و بقیه ترانه ها که فارسی هستند و خدا می داند که این جناب آهنگساز که تحصیلات آکادمیک هم دارد ، آنها را از کجا کش رفته است.

    اگر این آدم کمی انصاف داشت خودش می دانست که اله سبزه ای که روهنده چندین سال پیش خوانده خیلی بهتر از آن چیزی است که او امروزخوانده است.و دیگر نیازی نبود ایشان زحمت این کار را بکشند .


***


    فرید افشار خواننده دو رگه شیرازی ــ بندری است که با کاست قصر بی نشون خودش را به بازار موسیقی پاپ ایران معرفی کرده .ایشان هم از چند ملودی و ترانه قدیمی بندرعباسی استفاده کرده که متاسفانه اجرای آن چندان به دل نمی نشیند . ترانه دیر ابو از مرحوم منصفی یکی از آنهاست . کاری به تفاوت حسی این اجرا با کار اصلی نداریم . خب هر کس با توجه به سلیقه و حس خودش می خواند . ولی هیچ کس آزاد نیست کلمات را هر طوری خواست تلفظ کند .


       همانطور که میدانید بسیاری از ملودی ترانه های بندری یک خطی هستند . ناصرعبدالهی برای اولین بار در کاست هوای حوا برای رفع این مشکل سه ملودی را با هم تلفیق کرد که کار قشنگی از آب درآمد . ولی بعد از او کسان دیگری که دست به این کار زدند نتوانستند کار جالبی ارائه دهند و به نظر من فقط ملودی ها را حرام کردند.


  در کاست قصر بی نشون فرید افشار ترانه خاشه که دلوم شاد تکه، که یکی از زیباترین ملودیها و اورتورهای بندری را داراست و تک خطی هم نیست را با دو سه ملودی دیگر که بندری نیست تلفیق کرده و یک چیزی شده که بیش از یک بار نمی توان گوش داد .ونکته جالب هم اینجاست که متاسفانه ویا خوشبختانه اورتور این ترانه حذف شده است . گفتم متاسفانه چون زیبایی این آهنگ به اورتور آن است . و خوشبختانه چون شاید کس دیگری بیاید و آن را بهتر و کامل تر اجرا کند .


   دیگر اینکه در جایی که باید نام آهنگساز این ترانه ها نوشته شود . نوشته شده : محلی. مگر اینها صاحب ندارند مگر نباید از آنها اجازه گرفته شود و ... 


***


   شاید حیف باشد درجایی که راجع به دزدیده شدن ملودی های بندری حرف می زنیم نامی از  محمود جهان نبریم . او بدون شک بعد از خودمان بزرگترین ضربه زننده به موسیقی هرمزگان بوده . آخرین شاهکار ایشان دزدیدن ملودی مینو(میناب) گلستونن و تغییر آن به آبادان گستانه بوده . البته ناصر عبداللهی( که خیلی از دوستان او را مایه شرمساری استان می دانند) جواب خوبی به او داد وقتی که در یکی از جشن هایی که به مناسبت عید برگذارشده بود از او خواستند زنده بخواند و او هم زد زیر آواز که :    


مینو گلستونن              بوستون مینو 


***


  شاید اگر خوانندهای با استعدادی مثل روهنده با کمک اسپانسرهایی مثل عادل بتوانند خود را در کشور مطرح کنند . بشود جلوی این تاراج ها را گرفت. دوستان قشمی من که این مطلب را می خوانند حتما به گوش عادل خان برسانند که :این مشکل به دست شما و امثال شما باز می شود . شمایی که هم پول دارید و هم پارتی و هم ذوق هنری.


***


  و واجتر آن است که مسولین موسیقی استان فکری برای ثبت آثار قدیمی بکنند .  و مهمتر از آن این است که ما خودمان موسیقی مان را بشناسیم و به آن احترام بگذاریم


سیاورشن :: 22/7/1383::  11:48 صبح

     کوئلیو می گوید سه چیز را می توان از بچه ها آموخت : شادی بدون دلیل ، سرگرم شدن با هر چیز و شعور خواستن .



***


 شنیده ام که در برخی کشورها  از توانایهای کودکانی که موسیقی می آموزند  در ضمینه آهنگسازی استفاده می کنند . به آنها گفته می شود هر چه دوست دارند بنوازند . چیزی که تا به حال نشنیده اند ولی دوست دارند بنوازند . و انها هم ملودی های ساده ای می زنند که آهنگسازان آنها را شاخ وبرگ می دهند و آهنگ های زیبایی خلق می شود .  


***



    می گویند هنر از روح برمی آید . هرچه روح پاک تر باشد نتیجه آن هم زیباتر خواهد بود . بچه ها مهارت بزرگتر ها را ندارند ولی روح آنها پاک تر از هر  چیزی در این دنیاست . شاید به همین دلیل باشد که هنرمندانی را می بینیم که تکنیک خوبی دارند ولی کارشان به دل نمی نشیند و شاید به همان دلیل هم باشد که نقاشی کودکان آدم را تکان می دهد .


   عکس ها از دوست خوبم امیر


سیاورشن :: 20/7/1383::  3:38 عصر

   شاید شما هم به خاطر داشته باشید . پیشترها برای راه انداختن یک بازی فوتبال چقدر درد سر ورنج لازم بود .پیدا کردن یک زمین صاف وهموار جزء آرزوهای دست نیافتنی مان بود . تازه زمین هم پیدا میشد دروازه نداشتیم . اگربخواهم جریان پیدا کردن میل گرد برای ساختن دروازه را هم بگویم خودش یک کتاب می شود .بعد از آن می گشتیم دنبال جایی که ساخت وساز بود وبا هزار عجز والتماس می خواستیم که چند تا خال جوش ناقابل هم به میله های ما بزنند .



     ولی نه ! صبر کنید این مشکلات خیلی هم قدیمی نشده حتی امروز شاید به علت ساخت و ساز بیشترهم شده باشد . حتی زمینهایی که قدیم می شد در آن بازی کرد امروز به طرز وحشتناکی غیرقابل استفاده مانده . مثل زمین بیست وهشت در محله سید کامل که بازی کردن در آن خطر ناک است . خدا می داند که درهر بازی چقدر پا توی چاله های این زمین پیچ می خورد. البته جالب تر از همه داستان زمین خورشیداست . زمین خورشید را سال گذشته آسفالت کردند و برایش نور افکن گذاشتند .( بگذریم که عده زیادی گله مند بودند که تبدیل این زمین فوتبال به فوتسال چقدر به ورزش این اطراف ضرر می زند .). پس از مدتی در زمین به روی بچه ها بسته شده و مسئول زمین در یک اقدام بشر دوستانه از بچه ها تقاضای پول کرده است .


  و جالب تر از همه اینها زمین هایی است که خود شهرداری در بعضی از محلات احداث کرده است . در پی تحقیقی که انجام دادیم هشتاد درصد از این زمینها مشکل دارند . زمینی که نوردارد دروازه ندارد وزمینی که دروازه دارد نور ندارد( گلشهر جنوبی) و همینطور ادامه دهید ... و البته در بسیاری از محلات هم اصلا  زمین بازی پیدا نکردیم .( پشت شهر ، شهناز و ...)


ورزش دشمن اعتیاد است و دشمن ورزش دوست اعتیاد .


سیاورشن :: 19/7/1383::  12:41 صبح

  این روزها کسی که شادی بخش دلهای کوچک و بزرگ است . خود در غم از دست دادن مادرش نشسته .  شما را نمی دانم ولی من بارها باشنیدن صدای او غم هایم را به فراموشی سپرده ام ، شاد شده ام . و شاید به همین دلیل است که حس می کنم به او مدیونم و وظیفه خود می دانم  از ته دل به او تسلیت بگویم .


سیاورشن :: 18/7/1383::  1:14 صبح

    کنسرت گروه کلیز هم برگذار شد . ما که چیزی از موسیقی سر در نمی آوریم ولی دوستان اهل فن چندان راضی نبودند و مخصوصا از صدابرداری و ناهماهنگی گروه می نالیدند . حتی محمد شهسواری پس از اجرای یکی دو قطعه سالن را ترک کرد . 



***


   بیشتر کارها از سروده های علی رضایی شریف بود. خود او نیز از این کنسرت دیدن می کرد . در کنار او هم یکی از بهترین کارکاتوریست های ایران خشایار رادافشار نشسته بود . شریف در قسمتی از برنامه دو سروده خود را برای جمعیتی که غرق در پچ پچ بودند خواند . درنج فاصله ، بومی سروده ای بود که به دل خیلی ها نشست . در پایان کنسرت آقای قویدل شاعر و بازیگر قدیمی استان هم مراتب تشکر خود را از شریف ابراز داشت .و مهدی لشکری بامرام هم حضور شریف و قویدل را باعث افتخار خود خواند .


                                    


شریف- رادافشار


***


    مهدی لشکری خواننده و آهنگساز کلیز چندین بار چپ چپ به آقای صدابردار نگاه کرد . او اینقدر از صدابرداری ناراحت می نمود که این ناراحتی را به جمعیت هم انتقال داد . البته این جناب صدابردار سابقه طولانی در این امر دارند به طوری که یکی از خواننده های  مطرح کشور در یکی از کنسرتهای خود که در هرمزگان برگذار شد ، روی سن به ایشان گفتند :حالا اگه تونستی این صدا رو امروز درست کنی ؟!


***


   از موسیقی که بگذریم چند نکته بود که باید بیشتر به آن توجه می شد . ۱- نظم روی سن  به هیچ عنوان رعایت نمی شد و فک و فامیل اعضا گروه هر وقت عشقشان می کشید برای دادن گل  به روی سن می رفتند .حتی در یک صحنه پسر گیتاریست دوم گروه حاضر به پایین آمدن از سن نبود . ۲- همین گیتاریست دوم که سخنگوی گروه هم بود . انگار تمرین حرف زدن نداشت چون یک جاهایی واقعا اشک همه را در آورد .( دوستانی که فیلم برداری می کنن اگه ادامه بدن میگیم نیروی انتظامی که در سالن هستن جمشون کنن . ). و خیلی  حرف های دیگر که مجالش نیست .  ۳- متاسفانه کنسرت مجری گری خوبی هم نداشت و دوست هنرمندمان برخلاف انتظار چندان تسلطی نداشت . ۴- اعضا گروه هنگام اجرا هر کدام حس مخصوص به خودشان را داشتند . و یک اتحاد حسی که منجر به انتقال حس به بیننده و شنونده می شود وجود نداشت . یکی عصبانی بود یکی بی حوصله . یکی خوشحال بود یکی بی تفاوت . یکی پر شور  یکی ...


***


    با این همه خوشحالیم که یک گروه جوان دیگر توانست خود را به موسیقی  استان معرفی کند . و امیدواریم  با تمرین های بیشتر شاهد کارهای بهتری از گروه کلیز باشیم .


 


     


سیاورشن :: 16/7/1383::  2:41 صبح

    یک خبرخوب برای دوستدارن هنر نقاشی: از شانزدهم مهرماه نمایشگاهی به مناسبت روز جهانی کودک در مجتمع ستاره جنوب دایر می شود . این نمایشگاه به مدت ده روز و با آثاری ازکودکان و نیز بزرگان برگذار می شود . برای کسب اطلاعات بیشتر به کارگاه هنر سر بزنید .


 


سیاورشن :: 14/7/1383::  1:29 عصر

        مراسم تجلیل از پیشکسوتان موسیقی استان هرمزگان در فرهنگسرای شهید آوینی برگذار شد .چهر های به یاد ماندنی موسیقی استان را می شد در لا به لای جمعیت پیدا کرد . غلام توسلی ، صالح آتون ، یوسف آرمین ، فاطمه رضایی و ...



   جلسه با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط حاج مجید ایرانمنش آغاز شد.  و سپس سرود ملی ایران توسط آقای رحمانیان نواخته شد .البته به نحوی که تا به حال نشنیده بودیم و باعث تعجب همگان گردید .


    در بخش بعدی جناب دکتر  رئوفی رئیس ارشاد هرمزگان به سخنرانی پرداختند . تن صدا ، نحوه و حتی محتوای حرفهای ایشان آدم را به یاد خطبه های رضا مارمولک ( لعنه ا... علیه ) می انداخت .فراز هایی از سخنان دکتر : "هفتاد درصد جمعیت ما جوان هستند و تا سن سی سالگی به دنبال تفریحات می روند . اینه که شما با معتاد مواجه می شید . خدای نکرده با چاقو کش مواجه می شید . با الکلی مواجه می شید . و این طبیعی است .می گن ظرف خالی باید پر بشه شما پرش نکن ، دیگران پرش می کنن !!! اگه ما اینجا کنسرت ندیم ، اگه سینما نتونه فیلم خوب نشون بده ، اگه انجمن نمایش نتونه نمایش خوب به صحنه بیاره ،جوان نیاز به فراغت داره !!! "( اگر این جمله ربطی به جملات قبلی ندارد و در بین متن غلط های انشایی مشاهده می کنید ، تقصیر من نیست نقل قول دقیق است . البته مدرک هم موجود می باشد . )


***


  آقای توحدی هم سخنانش را با یک نکته جالب شروع کرد :" انجمن موسیقی خانه شماست اگه تو خانه خودتون نشینید ، بیگانه میاد جا می گیره . این جایگاه رو حفظ کنید . " و سپس با یک حرف عجیب سخنانش را ادامه داد . " تعدادی از عزیزان ما مثل آقایان ایرانمنش ها ، اساتید گروه مامبو لیوا ، ریچاک ،گامبرون و غیره ... . این موسیقی را ساختند و نگه داشتند تا حالا .


  بد نیست جناب توحدی کار این عزیزان را با کارهای قدیمی تر مثل آثار استاد حبیب زاده، مرحوم حسن کریمی و گروه کارلوس مقایسه کنند و بعد به من نادان بگویند که چه چیزی تا به امروز ساخته شده ، نگه داشته شده ، واینکه اصلا منظور ایشان از " این موسیقی" چیست ؟


***



  در مراسم تجلیل از پیشکسوتان موسیقی استان هرمزگان همه نوع موسیقی از باروک گرفته تا آبادانی اجرا شد . اماجالب اینجاست که  موسیقی بندرعباسی اجرا نشد . ما که هیچ ولی همین پیشکسوتان هم هنگام اجرای ترانه ای از پینک فلوید حوصله شان سر رفته بود .کاش به جای اجرای این موسیقی های بی ربط در این زمان ، کارهایی از همین عزیزان پیشکسوت پخش می شد. و یا این وقت را می گذاشتند برای معرفی آثار  این عزیزان که شاید جوانانی مثل ما هنوز آشنایی چندانی با آنها ندارند .


***


   هنوز شاید یک ماه هم از در گذشت حسن کریمی نگذشته باشد ولی نام او هم در این مراسم برده نشد . 


***


     هادی آرمین و ابراهیم علوی دو چهره با استعداد موسقی استان به علت دیر رسیدن موفق به اجرا نشدند . حتی تک و دو های (دوندگی های) بهرنگ عباسپور هم نتیجه نداد و اجازه اجرا به این دو جوان با انگیزه داده نشد .


 ***


   بالاخره این مراسم با تمام کاستیهایش فایده های زیادی هم داشت . و جا دارد از کسانی که واقعا زحمت کشیده بودند تشکر کنیم . خب مسولین بیشتر از این هم توانایی ندارند بقیه کار ها بر عهده ماست . ما باید این میراث های خود را تا وقتی در بین ما هستند  قدر بدانیم و از آنها بیاموزیم .


***


    در ضمن از جوانان وبلاگ نویس صادق و احسان هم آنجا بودند . حسن هم که با آن دوربین معروفش آنجا بود منتظر عکس های زیبای او در فتوبلاگ باشید .


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:19  توسط فردین  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:17  توسط فردین  | 

دانلود آلبوم جديد و زيباي محمد روهنده و عيسي بلوچستاني

براي اولين بار از وبلاگ BO2BND
هر گونه كپي برداري بدون اجازه و بدون ذكر نام منبع ممنوع مي باشد.
با تشكر MOSTAFA
آلبوم جديد محمد روهنده
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:15  توسط فردین  |